|
گلایهام ز دلی هست كه بی تو مضطر نیست دو چشم بی هنری كه بدون تو، تَر نیست گلایهام ز زبانی كه بی حیا گشته و گوشها كه برای گناهها كَر نیست گلایهام ز محبین مدعی چو من است كه با زیادی ما، غربت تو كمتر نیست! هزار داد زدیم ادعای حب تو را به پیش تیغ ولی یك خبر ز حنجر نیست همیشه بانگ بلا، هر زمان چو كرب و بلا و اقتدای جوانیمان به اكبر نیست عجیب نیست چرا پشت پردهای آقا ز دشمنان چه بنالی چو دوست یاور نیست اگر كه غیبتتان گشته است طولانی گلایهام ز دلم هست كه بی تو مضطر نیست
یك روز مىآیى، كه جانم در قفس نیست روزى كه در تقویم فكر هیچكس نیست روزى كه صدها قرن از مرگم گذشته روزى كه تن، در قید برگشت نَفَس نیست لبریز شد این باغ، از قبح علفها اما هماوردِ دروگاه هرس نیست فریاد شد این نالهها، مىپرسم: آیا در پشت این فریاد هم، فریادرس نیست؟ دیوار شد این پرده، این فصل جدایى صد، نه! هزار و چند صد، آیا كه بس نیست؟!
شبیه قطعه ی گنگی که توی پازل نـیست شکسته های دلم بی توهیچ کامل نیست دلــم گــرفـتـه از ایـن نـبـضـهــای تـکــراری دلــی کــه یـاد تو را دم نمی زند دل نیست چـقـدر پـشت سرت حـرف می زنـنـد ولــی نــگــاه آیـنــه جز نـقطـه ی مـقابـل نـیست بــیـــا و دست مــرا هــم بــگیـر، غیـر از تـو کــســی بــرای دلــم احــترام قائل نیست تو گفته ای که می آیی غروب جمعه و حیف همیشه حرف زدن با عمل معادل نیست !!
گفتم بنويسم به ياد تو، يادم آمد که پيشتر از غافلان بوده ام . گفتم بنويسم با عشق به تو، يادم آمد هنوز عاشق نشده ام. گفتم پس بگذار کمي باخورشيد باشم براي طلوع، يادم آمد که من سالها پيش غروب کرده ام. گفتم پس بگذار کمي دعا کنم براي آمدنت. گفتم: اللهم عجل لوليک الفرج.
آشناى غريبان چشمه هاى خروشان تو را می شناسند پرسش تشنگى را تو آبى، جوابى نام تو رخصت رويش است و طراوت از نشابور بر موجى از ( لا ) گذشتى اينك اى خوب! فصل غريبى سر آمد كاش من هم عبور تو را ديده بودم ************* ميلاد سراسر نور امام همام علي ابن موسي الرضا (ع) را به پيشگاه آقا امام زمان (عج) تبريك و تحنيت ميگويم
مولای ما دعا کن برای ما
باز ای دلبرا که دلم بی قرار توست وین جان بر لب آمده در انتظار توست در دست این خمار غمم هیچ چاره نیست جز باده ای که در قدح غمگسار توست ساقی به دست باش که این مست می پرست چون خم ز پا نشست و هنوزش خمار توست هر سوی موج فتنه گرفته ست و زین میان آسایشی که هست مرا در کنار توست سیری مباد سوخته ی تشنه کام را تا جرعه نوش چشمه ی شیرین گوار توست
دلم مثل غروب جمعه ها دارد هوایت را
|
درباره وبلاگ![]()
چه بگویم...
هفته دوم آبان 1388 هفته اوّل آبان 1388 هفته سوم مهر 1388 هفته دوم مهر 1388 هفته چهارم شهریور 1388 هفته اوّل شهریور 1388 هفته سوم مرداد 1388 هفته اوّل مرداد 1388 هفته اوّل اردیبهشت 1388 هفته سوم فروردین 1388 هفته چهارم بهمن 1387 هفته سوم بهمن 1387 هفته دوم بهمن 1387 هفته اوّل بهمن 1387 هفته چهارم دی 1387 هفته سوم دی 1387 هفته دوم دی 1387 هفته چهارم آذر 1387 پیوندها
موسسه فرهنگی وصال شهدای استان کرمانشاه
آخر عشقا...مهدی صاحب الزمان(عج |