تبليغاتX
الهی من لی غیرک....

 


 

       این بوی ناب وصال است یاعطر گل های سیب است

      این نفخه ی آشنایی بوی کدامین غریب است؟

امشب از این کوی بن بیت باپای سر می توان رشت

      روشن چراغ دل ودست بانور ((امن یجیب))است

      درسوگ گل های پرپر گفتی وبسیارگفتیم

       امروز می بینیم اما مضمون گل ها غریب است

در مسجد سینه چندی است تامسجدم نوحه خوانی است

         برمنبر گونه شب ها این گونه اشکم خطیب است:

((ازسنگ های بیابان خاموش بودن عجیب است

    از ما که هم کیش موجیم این گونه ماندنعجیب است))

خشکید جوی ترانه بی گریه های شبانه

  این نغمه ی عاشقانه سوز دلی بی شکیب است

با اشتیاق زیارت یاران هم دل گذشتند

    انگار تنها دل من از عاشقی بی تصیب است
...

 

 

 


لينك ثابت | نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم بهمن 1390ساعت 15:0  توسط دلتنگ  | 

 

 

پنجــــــــــره فولاد امام رضا ع ...

براتِ " آدم "  شدن ميده....

هر كه دارد هوس " آدم " شدن....

بسم الله....

.

.

دعامون كنيد...همين!!

 


لينك ثابت | نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم دی 1390ساعت 13:1  توسط دلتنگ  | 


دست نیازم را به سویت دراز می کنم باز هم به امید مددت ،بر حلقه استجابتت می کوبم.
نیک می دانم که می دانی تا نیازم نباشد ، نمی توانم چنین بر درت زار زنم ، سوگند به عظمتت که خود نیز دوست دارم
حال که فقط به گاه حاجت چونان مرغکی شکسته بال ، به کویت پرواز آغاز می کنم ، حاجتم بیش گردانی ، اما چه کنم که با پر و بالی شکسته توان پروازم نیست و طاقتم اندک است
ای تنها امید من ! در این ماه که عطر پاک بخشایشت فضای دلم را روشن کرده است ، از جاذبه های دلفریب دنیا رهایم کن و تا بی نهایت قرب خود ، به خود بخوان
ای همه خوبی ! چشم اجابتم به راه مدار...


 


لينك ثابت | نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390ساعت 11:25  توسط دلتنگ  | 

 

مولاي من! تو را امام غريب مي‌نامند، مي‌دانم بد ميزباني بودند و در مهمان‌نوازي وفا نكردند.

مولاي من! بعد از گذشت روزگار، حال تو ميزبان ما هستي؛ تو ميزبان گريه‌ها و نيازها؛ غم‌ها و دلتنگي‌هاي ما هستي.


تو كه غريبي را احساس كرده‌اي! حال غريبه‌ها به آستان كرم تو چشم دوخته‌اند و به دستان پر مهرت توسل كرده‌اند.


مولاي من! مي‌خواهم از زائراني بگويم كه جاده به جاده و شهر به شهر گذشته‌اند تا نفسي مهمان شوند و از مي عشق تو بنوشند.
مولاي من! مي‌خواهم از سنگفرش آستان مقدّست بگويم كه سجده‌گاه قدوم مهمانانت شده است؛ از كبوتران عاشقي كه گرداگرد حرم پاك تو مي‌چرخند و تو را طواف مي‌كنند؛ از نسيم بگويم كه بيرق گنبدت را بوسه‌اران مي‌كند و عطر دلرباي تو و اشك تمناي زائرانت را به اوج افلاك مي‌برد.


مولاي من! مي‌خواهم از آسمان بگويم كه هر روز نه، هر ساعت نه، هر لحظه و ثانيه از تو جان مي‌گيرد و در پيشگاه شكوه تو جان مي‌دهد.
اي آفتاب مهرباني! مي‌خواهم از خورشيد بگويم كه هر طلوع با انوار خود به پنجره فولاد تو چنگ مي‌زند و از ضريح تو نور مي‌گيرد.


اي حجت خدا! خوش به حال جاده كه از قدوم زائرانت بغض تنهايي خود را مي‌شكند و خاك پايشان را به سينه زخم‌آلود خود مي‌زند كه عمري است از طواف تو جا مانده است.
خوش به حال رواق‌ها، درها و ديوارهايي كه از نفس مهمانانت پِر مي‌گيرند و به ضريح پاك تو مي‌رسند.خوش به حال مناره‌ها وكاشي‌ها!
خوش ب حال دلهای که دلداده ی توهستند......


لينك ثابت | نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آذر 1390ساعت 20:42  توسط دلتنگ  | 

امام رضا
میدونم آسمون حرمت ستاره بارونه
فرشته ها هم همیشه و هر لحظه در حال گذرن
پس دلمو پرواز میدم به صحن وسرات تا بازم آروم بگیرم.

 

شبى تنها
میان این همه رؤیا
تو را دیدم ...
تو را با قامتى زیبا

میان دشتى از گلها
کنارت بحر آبى رنگ
و دستانت پر از گلبوته هاى نور
پر از گلبرگ یاس و سوسن و مریم
و من سر تا به پا حیرت
دلم سنگین از این غمها
از این دنیا
که ناگه
آهویى رعنا
در آغوش تو شد آرام
صدایى از دل دریا
چنین مى خواند :
به قربان پناه گرمت اى مولا
!
تمام صورتم را اشک ها پر کرده بود، آرى

چنین رؤیا مرا واداشت
که بنویسم :
به قربان پناه گرم تو آقا
...

 

 


لينك ثابت | نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم آبان 1390ساعت 12:47  توسط دلتنگ  | 

دنیای کدهای جاوا اسکریپت > onLoad and onUnload Example